على رفيعى

180

تاريخ تحليلى پيشوايان (ع) (فارسى)

سفره مىنشست ، با خدمتكاران انس داشت و در مواقع لازم با تذكرات لازم ، ياران خويش را از فرو افتادن در دام فساد و انحراف بازمىداشت و در صورت بىتوجهى و اصرار بر خلاف ، آنان را طرد مىكرد تا كارهاى خلاف ايشان به حساب آن حضرت گذاشته نشود به‌عنوان نمونه مىتوان تذكرات ، انتقادات و موضع‌گيرىهاى امام را در برابر برادرش زيد معروف به « زيد النّار » و برادر زاده‌اش محمد بن جعفر نام برد . « 1 » امام رضا عليه السلام به همان اندازه كه نسبت به مستضعفان و زيردستان مهربان و متواضع بود در رويارويى با مستكبران و طاغوت‌هاى زمان خود بىاعتنايى مىكرد . برخورد تحقيرآميز آن حضرت با فضل بن سهل وزير مأمون شاهد گوياى اين سيره امام عليه السلام است : فضل به حضور امام رسيد ، مدتى بر سر پا ايستاد و حضرت به وى اعتنايى نكرد تا آن كه سر بلند كرد و فرمود : چه كار دارى ؟ گفت : سرور من ! اين نامه‌اى است كه مأمون براى من نوشته است « 2 » و شما كه وليعهد هستيد شايسته است كه همسان با عطاياى خليفه مرا مشمول بخشش‌هاى خويش سازيد . امام دستور داد نامه را بخواند . فضل همچنان كه ايستاده بود نامه را خواند . حضرت فرمود : اگر تقوا پيشه كنى همانند آنچه در اين نامه آمده ما نيز به تو مىدهيم . « 3 » حدود دو سوّم از عمر امام رضا عليه السلام پيش از امامت آن حضرت سپرى شد . متأسفانه از فعّاليّت‌هاى آن بزرگوار در اين مقطع جز چند رويداد چيزى در دسترس نيست . « 4 » در يك نگاه ، مقطع 35 ساله ياد شده دوران رنج و محنت آن حضرت بود ؛ زيرا از يك سو به چشم خود مىديد كه آل على عليه السلام و پيروان ائمه عليهم السلام به جرم اعتقاد به امامت پدر بزرگوارش گروه گروه گرفتار چنگال ستم حكمرانان عباسى شده و به دست آنان شهيد

--> ( 1 ) - زيد در مدينه خروج كرد و پس از تسلّط بر بصره به كشتار مردم و آتش زدن خانه‌هاى آنان بويژه بنىعباس پرداخت و ضمن ارتكاب خلاف از موقعيت برادرش و خويشاوندى با خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله سوء استفاده مىكرد . محمد بن جعفر گرايش به زيديه داشت و معتقد به قيام مسلحانه بود و مدعى امامت شد و مردم را به‌سوى خود فراخواند . ( 2 ) - مأمون در اين نامه هر آنچه كه فضل از اموال و قطايع و پست و مقام از او خواسته به وى داده بود . ( 3 ) - الانوار البهيّة ، ص 182 . ( 4 ) - براى آگاهى از ا ين موارد رجوع كنيد به : دلائل الامامة ، ص 192 ، اثبات الهداة ، ج 3 ، ص 249 و مسند الامام‌الرضا عليه السلام ، ج 1 ، ص 153 .